کجا
با «تصویر» چه کنیم؟ خواست، توانایی، انتظار و توقعمان، چیست؟ سالها پیش مشغلهی متن را به تصویر داده بودم. حاصلاش «در متنِ عکس» بود که در ابتدای دههی پیشین منتشر میشد.
با زمانی که پیش میرفت، خواست و توقع گاهی با من و گاهی جلوتر از من پیش میرفت. دوستیی من با بابک ونداد اتفاق مهمی بود. پای همیشهگیی مجلهی شعر که در گرافیک حرفهای خیلی نویی دارد، در نوشتار فارسی صاحب سبک است، عکاس است، آنقدر حرفهایست که کارش را جدی میگیرد.
سالها قبل برای نمایشگاه چندرسانهایام «عکسی که میآید»، بابک چند صد عکسی را که گرفته بودم در وضعیت تصویر-حرکت قرار داد. بیننده با «عکس» مواجه بود ولی انگار «فیلم» میدید.
خواستهایمان روز به روز متوقعتر شد تا اینکه با دوربین تازهاش من را هم هوایی کرد! ساعتها را نشاندیم و بلند شدیم تا متنهای «کجا» را روی دیوارهای این خانه بنویسیم. این نخستین نیست، گام دیگریست.
باید دلوز را به یاد آورد. که تصویر-حرکت را به یاد بیاورد. باید دیوارنویسی را به یاد آورد. این کلام پاره پاره. که امضایی ندارد. جمع است و جمعیست. صدای کیست و هر کسیست. باید شبح و نوشتار شبح-وار را به یاد آورد.
بکت زمزمه میکند: «حالا کجا؟ کِی حالا؟ کی حالا؟». پیش به سمت و سوی دیگری از زمان-مکان. گم شدن.
چرا اینجا کجاست؟
کجا با بابک ونداد و بابک مهربخش ممکن شد. تجربهای که تجربههای ناممکنِ در راه را صدا میزند.
Where from nimrouz studios on Vimeo.
Directed by Babak Vandad and Babak Mehrbakhsh
Text by Parham Shahrjerdi
Location: Mas’oudieh, Tehran.
Music: “life” by Hossein Alizadeh.
Shot on Canon 5D Mark II
Edited on Adobe Premier and Eyeon Fusion.



